حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

106

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

يك روز هم تماشاى منارهء متوكلى رفتم . حقيقت بناى غريبى است كه از بيرون به‌طور مارپيچ پله دارد . در وقت آبادى ، كنار پله معجر چوبى داشته است مثل برجى كه در سلطنت‌آباد است . مسجد غريبى در كنار آن مناره بوده كه خراب شده . از روى منار ، نقشهء نهر سرمن‌راى خوب پيدا است . خيابان‌هاى وسيع و باغات مرتب داشته و نهرهاى جارى كه اثر هريك واضح است . چون هوا گرم بود ، زياده از مدت بين الطلوعين الى نيم ساعت از آفتاب گذشته ، نمىتوانستيم گردش كنيم . سرمن‌راى خوب جائى است ؛ زمين او اغلب معدن گچ است و اگر چند شهر بخواهند از نو بسازند ، از آجر موجودهء خرابه‌هاى او ممكن است . آب نهر را سقا با خيك مىآورد . دجله يك ميدان از آبادى حاليه مسافت دارد ، قريب به سه هزار ذرع . در مراجعت ، بنا را به راه آب و سوارى كلك گذاشتيم . موصلىها يك كلك بسيار بزرگى كه خودم و جميع همراهان و اسبابى كه داشتيم در كمال راحت بوديم ، ترتيب دادند . يك شبانه‌روز در روى آب بوديم . يك ناهار هم در قريهء سنديه كه در كنار دجله است و باغات انار و انگور دارد خورديم . روز دوم چوب‌هاى كلك و ريسمان‌هايش كه از علف تابيده بودند ، خشك شد و خيلى زحمت داد ؛ هرچه آب مىريختيم فايده نداشت . در يك فرسخى كاظمين ، كلك را گذاشته و در خشكى پياده شديم و يك نفر را براى حفظ اسباب گذاشتيم و به ساحل رفتيم . جاليز هندوانهء خوبى و چند خانوار فلاح داشت . معلوم شد راه ساحل به واسطهء اعوجاج دجله ، زياده از يك فرسخ است . چند الاغ كرايه كرديم . قدرى هندوانه هم براى منزل خريدند ، زيرا كه زياد امتياز داشت . نيم ساعت از شب رفته وارد كاظمين شديم و كلك صبح رسيد . قدرى از اسباب‌ها را كلكچى دزديده بود . دو روز مانديم . نجف و كربلا و بغداد در غرهء رمضان ، قاطر و پالكى كرايه كرده روانهء كربلا شديم . در مسيب از جسر عبور كرده ، كنار فرات متصل به جسر ، باغچه و دوسه اتاق پاكيزه بود ، منزل نموديم . طلبهء زيادى از كربلا مىآمد . شيخ الشريعه پسر حاجى محمد قلى خان آصف الدوله همراه آن‌ها بود و ما را شناخت ، براى ملاقات آمد . سبب مسافرت آن همه طلاب را جويا شدم . گفت ، چون به واسطهء بىآبى امسال در كربلا هندوانه نيست و هواى ماه مبارك هم گرم است ، جناب شيخ زين العابدين مازندرانى فتوا داد كه به عنوان طفره از روزه ، مسافرت كنيد و در هيچ جا قصد اقامت نكنيد تا رمضان بگذرد . شب حضرات را وداع كرده رفتيم . سيد ضياء الدين به كاظمين آمده بود ، به قانون معموله ما را منزل خودش برد . صبح ، اول طلوع آفتاب وارد كربلا شديم و در خانهء سيد مزبور كه جاى بدى نبود و منازل تحتانى و فوقانى و پشت‌بام خوبى داشت و به هردو صحن مقدس نزديك بود ، منزل كرديم . بعد از ورود ، قصد ده روزه كرده و صائم شديم . چون خيالم اين شد كه رضا قلى خان و ميرزا پاشا را به تهران بفرستم ، آن‌ها را به نجف اشرف روانه كردم ؛ رفتند . هشت روز ذهاب و اياب و توقف آن‌ها طول كشيد . بعد از مراجعت ، مال مكارى